آروم تر

سلام

امروز دلم میخواست بنویسم... اول فکر کردم که مثل همیشه بیام و توی وبلاگم بنویسم، همینجا. بعد با خودم فکر کردم که چقدر وقته نوشتن روی کاغذ رو کنار گذاشتم... حس به دست گرفتن قلم... نوشتن روی کاغذی که سفیده... لمس کاغذ زیر انگشتا... نوشتن و خط زدن و دوباره نوشتن... مدت هاست برای بیشتر ما کیبورد کامپیوترهامون جای قلممون رو گرفته... و صفحه سفید مانیتور و اغلب توی نرم افزار ورد جای صفحه سفید دفترمون اومده... مینویسیم بی اینکه خط بزنیم... مینویسیم بی اینکه کاغذ سفید و قلم سیاه رو توی دستامون حس کنیم... این چیزای جدید هیچکدومشون بد نیستن اما شخصا اعتقاد دارم یه بخشی از احساسمون رو از ما گرفتن... اصلا چیزای جدید همشون خوبن،سرعتشون بالاست،خرجشون کمتره... اما حس میکنم یه چیزی یا یه چیزایی این وسط گم شده... یه چیزی که به روح آدم ربط داره... یه چیزی که به حس آدم مربوطه... همه ما هر روز ده ها ایمیل از هم میگیریم و به هم میدیم... یه عالمه... با رنگا و شکلای مختلف... معلومه که این حجم و این سطح از ارتباط رو نمیشه با کاغذ و پاکت و یه دونه تمبر گوشه پاکت بدست آورد... همه ما اس ام اس های زیادی میزنیم برای پرسیدن حال یه دوست، برای تبریک گفتن بهش، گاهی حتی برای تسلیت گفتن، برای عذرخواهی، برای قهر کردن، برای آشتی کردن، حتی برای تموم کردن یه رابطه... و این درسته که یه جور احترامه به طرف مقابل، درسته که معنیش اینه که ما به فکرش بودیم، اما خوب که بهش فکر میکنم حس میکنم چقدر بی روحه... حتی اون شخص صدای ما رو نمیشنوه تا حس ما حالش رو بهتر کنه چه برسه به اینکه ما رو ببینه... اینکه شنیدن صدای یه دوست و دیدنش چقدر میتونه حال آدم رو بهتره کنه برای هممون غیرقابل انکاره... درسته که نمیشه اونقدری که اس ام اس میزنیم به هم زنگ بزنیم یا به دیدار هم بریم اما میشه خیلی هاش رو جایگزین کرد... به نظر من خوب نیست که یکی رو فدای اون یکی کنیم... برای خودمون خوب نیست... برای حسمون... برای روحمون... برای حالمون... فکر میکنم چه حس خوبی داره با اینهمه کار و مشغله زندگی، یه ذره از وقتمونو صرف نوشتن چند خط نامه کنیم برای عزیزمون... با خودکارمون، با دستخط خودمون، روی یه کاغذ واقعی... یا اون روزی که لازمه، فقط چند دقیقه از وقتمون رو صرف یه تماس کوچولو کنیم با کسی که اون روز بخاطر تولدش خوشحاله یا اتفاقی ناراحتش کرده... لازم نیست کلمه های کلیشه ای همیشگی رو بکار ببریم...گاهی تنها کاری که لازمه اینه که به اون گوش بدیم... فکر میکنم خیلی وقتا فرستادن یه کارت تبریک با خط خودمون زیباتر از انتخاب یه کارت از روی یه سایت باشه تا صرفا انجام وظیفه ای کرده باشیم و بگیم تولدت به یادمون بوده یا یادمونه که بهت بگیم عیدت مبارک... تازه اگه اگه واقعا یادمون مونده باشه که تولد دوستمون چه روزیه...

میدونید، شاید اشکال کارمون یه کم این باشه که دیگه کمتر برای هم وقت میذاریم... شاید اشکال کارمون این باشه که خیلی داریم تند میریم... تا برسیم...اینقدر تند میریم که حتی وقتی میرسیم وقت نداریم بایستیم و از بودن در اونجاییکه بهش رسیدیم، لذتی ببریم... باز شروع میکنیم به دویدن... تازه اگه بدونیم که میخوایم واقعا به کجا برسیم... حقیقت اینه که خیلی هامون حتی نمیدونیم به کجا دوست داریم یا قراره که برسیم... برای همینه که گاهی اینقدر کم خوشحالیم و کم راضی هستیم و کم احساس خوشبختی میکنیم...

برای حسن ختام پیشنهاد میکنم که چند دقیقه چشماتونو روی هم بذارید... و بر خلاف شبا که وقتی چشم روی هم میذارید به همه مشغله های زندگی فکر میکنید، الان وقتی چشماتونو بستید فقط به کسایی فکر کنید که دوستشون دارید... به احساستون فکر کنید... فکر کنید کسی که بیشتر از همه دوست داره بهش زنگ بزنید و حالش رو بپرسید کیه... فکرکنید نزدیک ترین تاریخ تولدی که در پیش دارید مال کدوم دوستتونه... فکر کنید کیه که بیشتر از همه از دیدن شما خوشحال میشه... حالا حتما یه وقتی پیدا میکنید که به او سربزنید... یه وقتی پیدا میکنید که به اونیکه مشتاق شنیدن صداتونه زنگ بزنید و حتما یه وقتی پیدا میکنید که سر راه برید به یه مغازه کوچیک کارت فروشی و یه کارت تولد قشنگ برای دوستتون که تولدش نزدیکه انتخاب کنید... اونوقت مطمئنم وقتی از پیش اون دوستتون برگشتید، وقتی صحبت تلفنی تون با اون دوست دیگه تون تموم شد، وقتی کارت تبریک رو با خط خودتون با جمله های خودتون نوشتید و در پاکتش رو بستید، حتما حتما حس خیلی بهتری خواهید داشت و حتما حالتون بهتر خواهد بود...

یه کم... آرومتر... حرکت کنیم... اونوقت... آدم ها... زیبایی ها... لحظه ها...رو... بهتر... می بینیم...

متشکرم

/ 2 نظر / 17 بازدید
یوسف

سلام حرفی که نوشتی واقعیتی است که امروزه جاش خالی است. یک زمانی موقع عید میشد کارت تبریکی به دستت می رسید که همیشه روی میزت یاد آور یک عزیزی است و در طول زمان باد خاطرات خوب اما متاسفانه امروز شاهد پیامک های شبیه هم و نکراری که کسل کننده است را دریافت می کنیم. ممنون از حرف دلت

علی (بابایی)

دخترم تو همه چیز رو خوب میبینی , افسوس ماها فقط نگاه میکنیم!آخه راست میگی : به کجا چنین شتابان !!!