یک رمان تازه

سلام به همه

خیلی وقت بود که فرصت نمیکردم وبلاگم رو آپدیت کنم با وجود اینکه حرف برای گفتن داشتم از جمله ماجرای مرد خیلی خیلی پیری که راننده آژانس بود و من رو یک روز رسوند به مقصدم و من از وقتی که دیدیمش تا همه اون روز به این فکر میکردم که چقدر ناراحت کننده است که کسی توی این سن بجای استراحت و لذت بردن از دوران بازنشستگیش باید اینطور توی این گرما پشت فرمون بشینه و....

البته کاملا مخالفم با اینکه همه چیز تقصیر جامعه و ... است و آدم ها خودشون بی تقصیرن،نه اتفاقا تلاش و زحمتی که آدما توی دوران زندگی مخصوصا جوونیشون میکشن خیلی تاثیر داره توی لذتی که در دوران پیری میتونن از زندگی ببرن، خب بعضی های در دوران جوونی از نظر شغلی در سطوح پایینتری از اجتماع قرار دارن و تلاشی آنچنانی هم برای تغییر این وضعیت نمیکنن برای همین همیشه در همون سطح و گاهی (بدلیل شرایط اقتصادی جامعه) پایینتر از اون سطح میمونن و این روند تا دوران پیری اونها هم ادامه پیدا میکنه ضمن اینکه متاسفانه خیلیها با وجود سطح پایین درآمد و زندگی بازهم بی دغدغه به داشتن بچه های بیشتر اعتقاد دارن و اون رو عملی میکنن و.... دیگه تا آخرش قابل پیش بینی است... نمیدونم چرا خیلی ها فکر میکنن بزرگ کردن یک کودک تنها از نظر اقتصادی بر خانواده فشار میاره! پس چه کس باید از اون یه انسان سالم بسازه؟ اون هم توی این جامعه پر فراز و نشیب...

خب بگذریم....سخنرانی کافیه...

امروز اومدم بگم که دارم بعد مدتها یه رمان جدید رو میخونم به اسم سیرک عجائب نوشته دارن شان. بعدا در موردش حتما برای خودم و برا ی شما مینویسم.

چندتا فیلم قشنگ هم دیدیم که دیدنش رو به شما پیشنهاد میکنم:

عشق سال های وبا

ویزیتور

و تروی

که آخری رو البته احتمالا قبلا هم دیدید اما خب وقتی سانسوری نباشه اصل داستان خیلی بهتر خودشو نشون میده.خودمم قبلا از شبکه داخلی فیلم رو دیده بودم اما نه تا آخرش برای همین ایندفعه که کامل دیدمش آخرش اشکام در اومدن و همینطوری چیلیک چیلیک میچکیدن و باعث شدن که هم نفسم (یعنی همسر نازنینم) متعجب بمونه از من که برای یه فیلم که تازه افسانه هم بوده دارم اشک میریزم.خب چیکار کنم خیلی عشقولانه بود!

اگر فرصت کنم امروز وبلاگ آشپزی و حیات وحش رو هم آپدیت میکنم، یک سری عکس جدید هم گرفتم که چندتاییشون رو بعد از ادیت توی وبلاگ عکاسی خواهم گذاشت.

ممنونم

/ 2 نظر / 16 بازدید
الیاس شهدوست

با سلام: با تشکر از مطالب خوب وبلاگ شما. از اینکه به آن وبلاگ شما سرزدم معذرت می خوام. انشائ الله در آینده از مطالب خوب وبلاگ شما استفاده خواهم کرد.

علی (بابایی)

[لبخند]